زندگی من احمد

خرید بک لینک
سلاماز خواب بیدار شدم بچه ها هنوز خواب هستن اومدم یه سری به پروفایل ایران خودرو بزنم گفتم بیام بلاگفا یکم بنویسم.ماشین تکمیل وجه شده و منتظریم تحویل بدن البته باید درجا بفروشیم. کارهای ساخت خونه روبه روال داره میره جلو البته همسایه کناری بابت اینکه رضایت پیش روی 200 تومن پول گرفت و چندروزی پیگیر مچوز شهرداری بودیم که خداروشکر اونم حل شد.احتمالا تا 6 یا 7 ماه دیگه اماده بشه و باید از این خونه اثاث کشی کنیم و بریم.واسمون سال ها مثل برق و باد گذشت.انگار همین دیروز بود که دنبال کارهای عروسی مون بودیم...چند روزی تهران تعطیل بود ولی از شانس ما همه رو شیفت بودیم و سرکار رفتیم و انگار تا وقتیاین شعبه باشم تعطیلی های یهویی به ما نمیرسه!با خانمم تو ذهنمون اومده چهار روزه و البته هوایی بریم کربلا. تنها چیزی که یکم ذهنم گرفت اینبود که مهرسا دلنگ مون نشه. کوچیکتر بود چند روز مسافرت بودیم اصلا اذیت نشد اما الان بزرگترشده و بیشتر میفهمه. امروز که تعطیل بود یک دل سیر خوابیدم و کلی خستگی ام در رفت. واقعا 1 روز تعطیلی تو هفته خیلی کمه و حداقل 2 روز باید باشه.البته برای من خوش خواب همه روزها هم تعطیل باشه خوبهبریم فعلا به ادامه زندگی مون برسیم زندگی من احمد...

ما را در سایت زندگی من احمد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 20:49

سلامخیلی کمتر میشه بیام پای لب تاپ و بنویسم.گاهی اوقات فکر می کنم نوشتن رو تعطیل کنم گاهی وقت ها هم میگم چند وقت یه بار بیام واتفاقات زندگی ام رو ثبت بکنم.البته وقتی هم میام پای لب تاپ مهرسا میاد پیشم و میگه بزار من بازی کنم.الانم داره ظرف میشوره وگرنه نمیزاشت من بشیم و بنویسم.این روزها درگیر کار و روزهای پایان سال هستم و البته ساخت خونه که خیلی کار فرسایشی هستچون باید با همه جور ادم سروکله بزنی و واسه همه چی درگیر هستی.از شهرداری گرفته تا پیمان کار و کارگر و مهندس هااااا.ماشین رو تحویل گرفتیم و نگرفته فروختیمش رفت!!! واسه هزینه های ساخت به پولش نیاز داشتیم.کلا به ما نیومده ماشین صفر داشته باشیم قبلا هم که گرفتم یا همون لحظه یا حداکثر 6 ماه بعدشفروختمش. خوشبختانه به همکارم هم فروختم و بدون استرس معامله انجام شد.با غریبه سخته مخصوصا تو این اوضاع که نمیشه به کسی اعتماد کرد.البته سری بعد دیگه یه ماشین خوب میگیرم و نگهش میدارم دیگه. تا ببینم خدا چی می خواد برامون... زندگی من احمد...

ما را در سایت زندگی من احمد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 20:49

سلامسال 1403 برای همگی به پایان رسید.خداروشــــکر سال بدی نبود و مثل هر سال خدا به همـــه مون نعمت نفــس کشیـدن رو داد البته همه ازاین وضع بد اقتصادی شاکی هستیم نمونه اش همین 2 ماه اخیر که که بالا رفتن دلار داره روی همه چیداره اثر میزاره مخصوصا ما که درگیر ساخت و ساز خونه هستیــــم و به خوبی میبینیم چقــدر اجناسی کهمی خوایم بخریم چقدر داره بالا میره.ماه رمضون امسال هم در حال گذر هست و غیر از یکی دو روزی که خیلی اذیت شدم خداروشکر خیلیدیگه سخت نبود.اخر سالی دارم ترکیبی انواع امراض رو میگیرم. اول ماه رمضون تارهای صوتی ام گرفت و صدام در نیومد.هفته پیش به طور ناگهانی و دندون درد گرفتم. چون هر سال میرم چک اپ دندون میدم سال ها بود کهدرد دندون سراغم نیومده بود ولی باعث شد برم دکتر و بعد از تعطیلات باید برم درستش کنم. خداروشکرپوسیدگی سطحی داشتم و عصب نرسیده بود.اما از همه بدتر عفونت چشم بود که باعث شد درد بدی داشته و باشم و چشمم مثل چشم مختار باد کردبعدشم که کلا بسته شد.در حدی که روز اخر کاری رو نتونستم برم سرکار!!!دو سه روزی هست با قطره و شستشو دارم بهش رسیدگی میکنم که خداروشکر تازه امروز چشمم بازشد.خلاصه این روزهای پایان سال من هم اینطور گذشت.اما تو سال جدید پر منتظر پر از اتفاقات ریز و درشت هستیم که مهم ترینش تولد دومین بچه ام خواهد بود کهبه امید خدا اردیبهشت به دنیا خواهد اومد.بعدشم که تکمیل 2 واحدی که یکی اش رو جا به جا میشیم و میریم اونجا میشینیم.تو سال جدید بعیده که منتقلم کنن شعبه دیگه و تا پایان سال همونجا موندگارم.بیشتر از هر چیزی برای همگی ارزوی سلامتی دارم و انشا.. که هر اتفاقی میفته سلامتی باشه و عاقبتبخیری برای همه مون و خانواده هامون...پیشاپیش سال نو همگی مبارک...نماز و زندگی من احمد...

ما را در سایت زندگی من احمد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 20:49

صفحه بندی